الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

91

شرح كفاية الأصول

اشكال - اگر موضوع حرمت ، « ميته » است ، اصل عدم تذكيه اثبات نمىكند ميته بودن را مگر بر وجه اصل مثبت ، زيرا عنوان « مذكّى » و « ميته » متضادّ هستند ( ميته آنست كه حيوان خودش بميرد ولى مذكّى آنست كه حيوان را بكشند ) و اثبات أحد الضدّين ( ميته ) به واسطه نفى ضدّ ديگر ( عدم مذكّى ) اصل مثبت است . جواب - شيخ در جواب از اين اشكال فرمود : « ميته » را به گونه‌اى معنا مىكنيم تا شامل غير مذكّى نيز بشود ، به اين صورت كه ميته عبارتست از « ما مات حتف أنفه » ، يعنى آنچه كه روحش از بدن ، به غير وجه تذكيه شرعى خارج شده باشد ، اعمّ از اينكه خود به خود بميرد ، يا اينكه آن را بكشند امّا نه بر وجه تذكيه شرعى . بنابراين ميته ، شامل غير مذكّى نيز مىشود و لذا دچار اصل مثبت نخواهيم شد ، زيرا ديگر اثبات يك ضدّ از راه نفى ضدّ ديگر لازم نمىآيد ، بلكه اثبات كلّى ( ميته ) از راه يك فردش ( عدم مذكّى ) خواهد بود . نقد مصنّف ( ردّ جواب شيخ ) مصنّف در مقام نقد بيان شيخ مىفرمايد : نيازى به كلام ايشان نمىباشد ، زيرا ما با اصل عدم تذكيه ، عدم مذكّى را ثابت مىكنيم و « عدم مذكّى » عنوان مستقلى است و نيازى ندارد كه تحت عنوان « ميته » قرار گيرد ، بديهى است كه حكم غير مذكّى ، مانند حكم ميته ( ما مات حتف انفه ) است ، و همان گونه كه ميته حرام است ، غير مذكّى نيز حرام است ، و همين مقدار كفايت مىكند . البته يك بحثى است كه غير مذكّى ، كه اجماع بر حرمت آن قائم شده ، آيا نجس هم هست يا نه ؟ در اينجا برخى از فقهاء قائلند اگرچه غير مذكّى ، حرام است ، امّا امكان دارد پاك باشد ، زيرا نجاست از آثار « ميته » است و لذا بر غير مذكّى مترتّب نمىشود . امّا برخى قائلند غير مذكّى ، شرعا همان ميته است و تمام احكام ميته برآن مترتّب مىشود و لذا غير مذكّى علاوه بر اينكه حرام است ، نجس نيز مىباشد .